پشت پرده ی اتفاقات سوریه
1.جریان سلفی ها که مورد حمایت جریان وهابی ها در عربستان هستند و توسط وهابی ها مسلح شدند و دولت اسد را که علوی هستند اصلا مسلمان نمی دانند و سابقه ی اختلاف آن ها با حکومت سوریه به زمان حافظ اسد بر می گردد. اگر به گذشته نگاه كنيم در مييابيم كه از سال 1970 تاكنون (در چهل سال گذشته) كه با كودتاي حافظ اسد علويها قدرت را در دست گرفتهاند نگرش سلفيهاي سوريه نسبت به علويها نگرش تحقير آميزي بوده و هست. به اين معني كه اينان اساسا علويها را رافضي ميدانند و آنها را مستحق كشتن. در اين راستا قابل توجه است كه در زمان 1971 زماني كه حافظ اسد قدرت را در سوريه به دست گرفت سلفيها و برخي رهبران اخوان المسلمين افراطي سوريه بيانيهاي صادر كردند و اعلام كردند از آنجايي كه حافظ اسد به طايفه علويها وابستگي دارد و علويها هم خارج از دين اسلام هستند وي نميتواند رئيسجمهور باشد چرا كه قانون اساسي صراحت دارد كه رئيسجمهور بايد مسلمان و چهل ساله باشد. در اين بين چون سلفيها، علويها را غيرمسلمان ميدانند حافظ اسد را خارج از اسلام ميدانستند اما بلافاصله رهبران مذهبي شيعه در لبنان و سوريه (مرحوم شيخ محمد مهدي شمسالدين، سيد محمد حسين فضلالله، امام موسي صدر، آيتالله شيرازي و شيخ عبدالامير قبلان از رهبران شيعه لبنان) بيانيهاي صادر كردند كه با توجه به ادله قوي طايفه علوي زيرمجموعه شيعيان هستند و بنابراين اسد مسلمان است. امري كه باعث شد جريانسازي سلفيها عليه حافظ اسد كاهش يابد.
2. جریان اخوان المسلمین سوریه که رابطه ی نزدیکی هم با جریان القاعده دارند و اشتراکاتی هم با جریان سلفی سوریه دارند و خواستار به پائین کشاندن حکومت علوی سوریه دارند در اين حال اگرچه رويكرد اخوانالمسلمين كمي ملايمتر از سلفيهاست اما از آنجا كه سلفيها و اخوان المسلمين به عنوان دو جنبشي كه به موازات هم عليه علويها مبارزه ميكنند در كنار هم قرار گرفتهاند . اخوان المسلمين از سال 1982 مبارزات مسلحانه خود را عليه علويها و حكومت علويها آغاز كردند و در گيريهاي شديدي در حماه و... به وجود آمد كه منجر به كشته شدن 30 هزار نفر از طرفداران اخوان المسلمين شد و اكنون نيز سلفيها اين كشتار را به جريانهاي حاكم فعلي ربط ميدهند و درصدد انتقام از طايفه علوي هستند.
3. جریان سوم را هم می توان مردم عادی دانست که معترض هستند و خواستار اصلاحات در سوریه هستند بشار اسد در مورد این قشر از معترضین در پارلمان سوريه گفت 'مردم خواسته هاي برحقي دارند و اين تظاهراتي برحق است ولي گروه هاي مسلح اين حركت را منحرف كردند' و بنابراين عالي ترين مقام سوريه هم اعتراف دارد كه مردم سوريه از وضعيت ناراضي هستند و درخواست هاي مناسبي دارند. در اين صورت شايد اتهام اين قشر از مردم به عنوان افراد وابسته به بيگانه روا نباشد.
اما اینکه چرا اینقدر آمار کشته ها در سوریه بالا هست ؟ آیا تمام این کشته همان مردم معترضی هستند که به دست بشار اسد کشته شده اند یا قضیه ی دیگری در پیش روست؟
قدرتمند ترين گروه مخالف نظام سوريه، گروه هاي سلفي هستند كه بايد حساب حركت هاي مردمي را از حساب اين گروه ها كه دست به سلاح برده و اقدامات خشونت آميزي انجام مي دهند، جدا دانست.
به گفته بسياري از افراد مطلع در حال حاضر از اردن و لبنان و تا اندازه اي از غرب عراق حجم بالايي از سلاح با هزينه كشورهاي حوزه خليج فارس بهويژه عربستان وارد سوريه مي شود و در اختيار گروه هاي مسلح قرار مي گيرد.
اين گروه ها از آغاز اعتراضات به سرعت دست به سلاح بردند كه اين امر برخلاف حركت هاي مردمي در ساير كشورهاست.
پس می توان گفت که یکی از دلایل اینکه آمار کشته ها در سوریه بالاست دست به اسلحه بردن جریان سلفی هاست
اما در مورد جریان اخوان المسلمین سوریه باید گفت که این جریان در سوریه با همتایان آن در مصر و اردن تفاوت هایی زیاد دارد و بارزترين ويژگي اخوان المسلمين سوريه، مخالفت دائمي آن با دستگاه سياسي كشور است . جریان اخوان المسلمین جریان یکدستی نیست و در هر کشوری سیاست متفاوتی را در پیش گرفته است. تفاوت در موضع اخوان، خود مسئله مهمی است؛ در اردن که پادشاه آن به آرمان فلسطین خیانت کرده است، اخوان مشارکت سیاسی دارد، اما در سوریه، در حالیکه خاندان اسد بخشی از جبهۀ مقاومت هستند، اخوان با دولت مبارزۀ مسلحانه می کند. در مصر اخوان المسلمین در ابتدا سکوت کرد و بعد به جریان انقلابیون پیوست .
پس با توجه به مطالب بالا می توان گفت که اتفاقات رخ داده در سوریه تماما آن چیزی نیست که در رسانه های معارض گفته می شود و اینطور هم که صدا و سیمای ما سکوت کرده نیست و باید حساب مردم معترض در سوریه را از حساب جریانات دیگر در سوریه جدا کرد و باید دانست که هدف اصلی جریاناتی که خواستار براندازی حکومت در سوریه هستند قطع کردن رابطه ی سوریه با مقاومت و حزب الله و ایران است .