هفته ی دفاع مقدس به پایان رسید و حرف های بسیاری در رابطه با دفاع مقدس زده شد ، اما سوالی که همیشه اذهان خیلی ها را به خود مشغول کرده است این است که زمینه های پیدایش جنگ چه چیزی بود یا اینکه بهانه ی عراق برای تجاوز به ایران چه بود . اولین جوابی که خیلی افراد برای این سوال پیدا کرده اند اختلافات مرزی یا تلاش عراق برای گرفتن اروند و .. را ذکر کرده اند  اما با کمی تامل در می یابیم که قبلا نیز این اختلافات وجود داشته و حتی بعد از قرارداد 1975 الجزایر نیز اختلافات شدیدی بوجود آمد اما منجر به جنگ نشد . در همین زمینه عراقی ها بدون اینکه دلیل روشنی برای تهاجم خود بیاورند می گویند پس از پیروزی انقلاب اسلامی در برابر وضعیتی قرار داشتند که به جز مقاومت و برخورد با تجاوزگری راهی برای حفظ کشور خود نداشتند و مجید خدوری عراقی الاصل مقیم آمریکا ، در کتاب خود، در توجیه علل تجاوز عراق به ایران می نویسد : « عراق در موقعیتی قرار داشت که ناگزیر شد برای دفاع از خود دست به اقدام بزند .»

در هر صورت اختلافات مرزی نمی تواند بهانه ی خوبی برای حمله ی عراق باشد زیرا حل و فصل این منازعات در قرارداد 1975 پیش بینی شده بود و همانطور که گفته شد قبلا اختلافات شدید تر از این هم بوجود آمده بود که منجر به جنگ نشده بود .  همچنین ایران در آن زمان در شرایطی نبود که بتواند به تحریک دشمن  بپردازد ، ایران در آن زمان آنقدر اختلافات داخلی داشت که نمی توانست به تحریک دشمن بپردازد. آقای هاشمی رفسنجانی با اشاره به اوضاع ایران پس از انقلاب و امکان تحریک کردن عراق می گوید :

« ما ترور ها و انفجارهایی روزانه و کودتا داشتیم . کودتای نوژه چند هفته قبل از آغاز جنگ اتفاق افتاد و در کل تصور این امر که ایران این همه بر خود مسلط باشد که به این زودی عراق را تحریک کند ، از نظر آشنایان به تاریخ و سیاست محال است . اینکه بخواهیم در یک کشور همسایه برناامه ای پیاده کنیم محققا انقلاب ما آماده نبود و همه به این امر اذعان دارند . در آن زمان حتی ارتش ما نیز آماده نبود و بنابراین ادعای عراق که ما قصد تحریک این کشور را داشتیم پذیرفته نیست . البته ما مواضع انقلاب را اعلام کرده بودیم که در هیچ منطق ، مکتب و در هیچ جایی اعلام نظرات یک انقلاب و مکتب به دنیا ، نمی تواند جرم تلقی شود.»

در عین حال اظهارات مقامات رسمی عراق اهداف عراق را از تهاجم به ایران مشخص می سازد . در آبان 1359 صدام طی مصاحبه ای گفت : « ما از تجزیه و انهدام ایران ناراحت نمی شویم و صریحا اعلام می داریم  در شرایطی که این کشور دشمنی بورزد هر فرد عراقی و یا شاید هر فرد عربی مایل به تقسیم ایران و خرابی آن باشد .»

طه یاسین معاون نخست وزیر عراق نیز در مصاحبه با الثوره تاکید کرد : «این جنگ به خاطر عهدنامه ی 1975 و یا چند صد کیلومتر خاک و یا نصف شط العرب نیست . این جنگ به خاطر سرنگونی رژیم حمهوری اسلامی است . »

در آن زمان وضعیت داخلی کشور جدا از اینکه با بحران های متفاوتی روبه رو بودیم از لحاظ نظامی نیز دچار وضعیت آشفته ای بودیم و ارتش که ارتش طاغوتی بود و خیلی از افراد آن بعد از انقلاب و در جریان کودتای نوژه دستگیر شده بودند، سازماندهی مشخصی نداشت و سپاه هم بیشتر درگیر مسائل داخلی و قضایای کردستان بود و برای همین عراق فکر می کرد که می تونه از این فرصت استفاده کنه و به اهداف خود برسد . از این رو مذاکراتی با مقامات آمریکایی برقرار کرددند. آمریکا که در آن زمان در استراتژی های خود در قبال ایران دائما با شکست رو به رو شده بود ، از قضیه ی لانه جاسوسی و صحرای طبس تا کودتای نوژه آخرین راه حل برای به زانو در آوردن ایران را حمله ی نظامی می دید، البته به صورت غیر مستقیم . و بهترین موقعیت نیز استفاده از کشور عراق بود . برای همین این دو کشور برای غرق کردن کشتی انقلاب اسلامی ایران دست برادری دادند . به همین منظور در تیر 1359  ملاقات محرمانه ای بین برژینسکی و صدام در مرز اردن شکل گرفت و  این ملاقات به منزله ی چراغ سبز امریکا به عراق برای آغاز جنگ بود و این تلقی را در صدام بوجود آورد که در صورت حمله به ایران مورد حمایت امریکا قرار خواهد گرفت . سه ماه پس از تجاوز عراق به ایران و گرفتار شدن عراقی ها در سرزمین های اشغالی ، طارق عزیز در سفر به فرانسه خبر ملاقات صدام و برؤینسکی را در اختیار مجله ی فیگارو قرار داد تا به عنوان اعتراض عراق به سیاست های امریکا در قبال عراق منتشر شود .

آنچه که بر می آید این است که هدف عرق از آغاز تهاجم  اختلافات مرزی نبوده بلکه همان صحبتی است که آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وفت با درک روشن از هدف جنگ  گفت :

« این جنگ علیه انقلاب اسلامی ایران و به منظور واژگون ساختن نظام انقلابی ایران و از بین بردن انقلاب اسلامی سازماندهی شده .»